هیئت شیفتگان حسینی وزوان



نسل خلیفه ی معلون ....

ایشالا که این ها فقط سه نفرن... نه چهل نفر...

از در و میخ هم خبری نیست...

ایشالا که این خانم هم حامله نیست...

ایشالا که بچه هاش و شوهرش هم در حال نظاره نباشند...

دیگه نمیتونم چیزی بگم... فقط ببینید و به حال مادرمون گریه کنید...

 به حال دل سوخته ی علی گریه کنید و برای فرج منتقم دعا کنید...



سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 | نظرات ()

تمام گزینه ها روی میز نیست!

از کف خیابان انقلاب به کوخ سفید:

اعلی حضرت اوباما... کوخ نشین حلقه به گوش! گمانم در محاسبات شما و اربابانتان اشتباه فاحشی رخ داده! این بار صدای امت ایران نه از صندلی پارک معلوم نیست کدام ملت و نه از دفتر بانک مرکزی که از کف خیابان های اطراف انقلاب دنیا را پر کرده! برخلاف امید شما من میان این جمعیت بویی از کوفیان نمی شنوم! هرچه هست لبیک است و جان های برکف گرفته شده و تنها اذن جهاد مانده! کسی آن بالا دارد فرمان فتح خیبر می دهد که چیزی شبیه به ژنرال های شما ندارد! من هرچه می گردم سردوشی و نشان های رنگین در هیبت حیدری اش نمی بینم اما از خدا که پنهان نیست از تو چه پنهان از همین فاصله هم چفیه اش پیداست و چقدر برای فرماندهی کل قوا برازنده ترش کرده. البته برای دیدن قوایش نیازی نیست هواپیمای جاسوسی بفرستی که انتهای قصه با بزرگترت بیایی برای پس گرفتنش و خودت را خرابتر کنی! تنها کافیست یک بار دیگرحرف از تهدید بزنی تا ببینی فدائیان ولایت چطور در مقابلت صف می کشند! البته اعتراف می کنم  تمام گزینه های قوای امام ما روی میز نیست چون تنها گزینه ی این ها شهادت است آن هم با طعم پیروزی! همان که در قاموس تو و اربابان زرسالارت نمی گنجد و برعکسِ گزینه های واهی شما نه از فکر خزان زده تافلرها و فوکویاماها که از خون حسین علیه السلام صادر شده و تنها همین تک گزینه است که بیش از 1400 سال طومار تبار استکبار را در هم پیچیده و صدای خرد شدن استخوان های امثال تو را برای جماعت شیعه  عادی کرده!!!

این اواخر روزی سه وعده تهدید تحریم را نشخوار می کنی اما انگار یادت رفته که 33 سال قبل از تو خمینی کبیر فرمان تحریم شما را صادر کرده. ما اما فراموشمان نشده! این ها که امروز کف این خیابان ها می بینی سربازان در گهواره ی همان پیرند و امروز شعاع حق طلبیشان خیلی از جماران فراتر رفته و کم کم دارد امپراطوری شما را مچاله  می کند و دیر نیست که دیگر در همین کوخ سفید هم مجالی برای تنفس نداشته باشید!

همانا وعده ی خداوند حق است.....

..........................................................................



چهارشنبه 26 بهمن 1390 | نظرات ()

چرا امام خامنه ای از واژه "جزیره" بحرین استفاده کرد ؟

هیئت شیفتگان حسینی وزوان 

حجت‌الاسلام مهدی طائب، چهارشنبه شب در یادواره شهدای روحانی منطقه کاشان در سالن شهدای بسیج سپاه این شهرستان با اشاره به سخنان اخیر مقام معظم رهبری اظهار داشت: مقام معظم رهبری در این سخنرانی با کمال درایت زیر پای اوباما را چنان خالی کرد که افتادنش همراه با خرابی او در جهان باشد.

وی افزود: عکس‌‌العمل مقام معظم رهبری در رابطه با اتهام دخالت ایران در بحرین نیز چنان هوشمندانه بود که به لحاظ روانی دشمن را گیج و مبهوت کرد.

فرمانده قرارگاه عمار اضافه کرد: مقام معظم رهبری در رابطه با ادعای دخالت ایران در بحرین بعد از مکث کوتاهی در یک اقدام روان‌شناسانه با استفاده از واژه جزیره برای کشور بحرین موجب شد دشمن تحقیر شود.

طائب در ادامه به حمایت آشکار مقام معظم رهبری از کشورهایی که مقابل اسرائیل بایستند نیز اشاره کرد و گفت: این پیام مقام معظم رهبری به آمریکا فهمانید که باید پای خود را از سوریه کنار بکشد.

وی در ادامه ساختن و تخریب کردن را نیازمند صرف انرژی دانست و گفت: همانگونه که ساختن نیاز به انرژی دارد، تخریب نیز نیازمند صرف انرژی است اما تخریب بدون مهندسی ضایعه‌بار است.

وی تأکید کرد: امروز نیز اگر تصمیم گرفته شود، طی یک ماه آمریکا را از اقیانوس هند بیرون کنند این اتفاق می‌افتد که البته برای تحقق آن نیز نیازمند مهندسی صحیح هستیم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به جایگاه کنونی جمهوری اسلامی در جهان پرداخت و گفت: با وجود شرایط کنونی منطقه اما زمانی که می‌بینیم یکی از شاهزادگان کویتی اعلام می‌کند کویت نیز استان سی و پنجم ایران است چون در کویت هیچ تصمیمی بدون موافقت ایران انجام نمی‌شود به اقتدار جمهوری اسلامی بیشتر پی می‌بریم.

طائب، تحریم‌های نفتی اروپا را موجب سختی زندگی مستضعفان اروپا دانست و عنوان کرد: با این شرایط که 18 درصد انرژی اروپا از ایران بوده و جایگزین هم ندارد قطع 18 درصد نفت ایران به اروپا چراغ زندگی مستضعفان این کشورها را خاموش می‌کند.

به گفته وی، قطع نفت ایران اگر از سوی ایران باشد در بین مردم این کشورها آثار منفی برای جمهوری اسلامی دارد اما اگر از سوی غرب باشد این آثار منفی متوجه دولت‌های این کشورها بوده و جنبش‌های وال‌استریت را در اروپا گسترش می‌دهد.

فرمانده قرارگاه عمار در ادامه انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی را در چنین برهه‌ای از زمان مهم و حساس خواند و گفت: برای حضور در پای صندوق‌های رأی دعواهای جناحی تأثیرگذار نیست.

طائب اضافه کرد: اتفاقاتی که در دنیا می‌افتد می‌تواند موتور محرکی برای حضور پای صندوق‌های رأی باشد.

وی مجلس نهم را مجلسی پرکار دانست و گفت: نوع قوانین باید عوض شود چون با دنیایی روبه‌رو هستیم که همه چیز آن عوض شده و قوانین سابق دیگر جوابگو نیست.

وی با اشاره به رهنمود مقام معظم رهبری مبنی بر نیت خدایی داشتن نماینده‌ای که برای چهار سال به مجلس می‌رود بیان کرد: فردی که به مجلس برود و به فکر جیب، آبرو، قبیله و عشیره‌اش باشد شایسته نمایندگی ملت نیست.



پنجشنبه 20 بهمن 1390 | نظرات ()

ستاره دنباله‏ دار

یک برنامه تلویزیونی مکتوب
پلاتو اول / مجری شاداب / با لبخندهای زیبا و حرکتی سر حال و شاداب
وقتی نام امیرمؤمنان علی ‏علیه السلام روی زبان آدما نقش می‏بنده آدم احساس می‏کنه روی ابرها داره راه می‏ره و حالا که ما می‏خواهیم توی این برنامه روی ابرهای باصفای نام علی‏ علیه السلام راه بریم بذارید با تمام وجود فریاد بزنیم / بسم الله الرحمن الرحیم
پلاتو دوم / مجری با چشم‏های شاداب و تصویری که حرکت می‏کند سعی می‏کند بیشتر برای القاء حرف‏ها از صورتش و ویژگی‏های صورتش استفاده کند.
راستش بخواید ما عاشقای حضرت امیر توی تمام عیدا و شادی‏ها از همه بیشتر دلمون به یه عید خوش / یعنی با یه عید که خیلی صفا می‏کنیم و اون عید غدیر / این عید غدیر چند تا ویژگی عمده دارد، اول این‏که بر پیشانی نورانیش نام مولا ثبت‏ شده، دوم این‏که تمام تاریخ هزار و چهارصد ساله شیعه توی این روز رقم می‏خوره و سوم و چهارم و پنجم و... این‏که ما شیعه‏ ها توی این روز مست می‏شیم مست از صهبای غدیر خم، مست از نام علی، مست از لطافت چشمان با طراوت مردی که تپش قلب ما شیعه‏ ها با نبض ملکوتی اون کوک می‏شه / یا علی مدد


ادامه مطلب

یکشنبه 22 آبان 1390 | نظرات ()

غدیر، فقط آبگیری خشک نیست؛

کاش رفتگان تاریخ هم برمی‏گشتند! کاش آیندگان را مجال وصالی بود؛ شاید ما غربت‏نشینان شهر غیبت هم شاهد می‏شدیم؛ آن‏گاه که محمد با گلوی خسته از گذر سال‏ها، مرتضی را تصنیف کرد.
یاد دارم عشق، سال‏های سال برای غدیر، جشن تولد می‏گرفت و امامت از دستان حقیقت باران، هدیه تولد می‏ستاند. یادم می‏آید کودکی افکار بکرم که دل به بازی بادکنکی می‏دادم و از درک عظمت غدیر غافل بودم و حالا می‏فهمم که چگونه مردمان مدینه، غدیر در یادشان ماند و علی از یادشان رفت.
کودکان به حج رفته مدینه از غدیر، تبریک و شادباشی شناختند و علی ماند و مسئولیت این قوم و علی ماند مولاییِ مردمی کم‏حافظه.
همه جا را چراغانی کنید!
ای مردمان کوچه تاریخ! زمان را چراغانی کنید؛ نکند حافظه تاریخ کم شود!
نکند خبر امامت ابوتراب، لای ورق‏های تاریخ، خاک بخورد! همه جا را چراغانی کنید؛ هر چراغی که به شکرانه برمی‏افروزید، آیه‏ای از حقانیت علی خواهد شد.
خاطره‏ای برای تشیع
غدیر، فقط آبگیری خشک نیست؛ غدیر، جغرافیای تنهایی علی و فاطمه است.
غدیر، خاطره تشیع است که نیمه شب‏ها و سحرگاهان، ذکر نام علی و فرزندانش را تداعی می‏کند.


یکشنبه 22 آبان 1390 | نظرات ()

هر روز عید قربان

هیئت شیفتگان حسینی وزوان

میان مهربانی تو و دل خویش، مردد مانده‏ام. همیشه همین‏گونه بوده است. پس کی این همه فاصله‏ای را که با تو به وجود آورده‏ام، از میان برمی‏داری؟ تو آن‏قدر مهربانی که حتی کلمات هم‏تاب از تو نوشتن ندارند. نمی‏دانم کدام فرشته را در کدام روز می‏فرستی تا فاصله‏های میانمان را قربانی کند. برای من هر روز عید قربان است. من سال‏هاست همه روزهایم را قربانی می‏کنم. من سال‏هایم را قربانی کرده‏ام.


هر شب خواب می‏بینم که لبخندهایم به پایان رسیده‏اند. هر شب خواب می‏بینم که دست‏هایم گلوی خنده‏هایم را می‏برد. اما من دوست دارم همه اشتباه‏هایم را قربانی کنم. گناهانم را قربانی کنم. هر روز برای من روز قربانی کردن است؛ اما اگر تو کمکم نکنی، هیچ عیدی نخواهد بود. عید، روزی‏است که بتوانم همه‏ی اشتباه‏هاتم را سر ببرم.


کمکم کن
من پرنده سرما زده‏ای هستم که در قفس تنگ دنیا گرفتار شده‏ام. سال‏هاست صدایم آوازهای مهربانی را از یاد برده است. یادم نمی‏آید چگونه سال‏ها پیش از این، صدایت می‏کردم. کاش دوباره آفتاب، مهربانی تو را بی‏مضایقه بر من بتاباند! سال‏هاست آسمان، روی پلک‏هایم سنگینی می‏کند. سال‏هاست که دیگر نمی‏توانم در نی‏های خسته، شور بدمم. دستگیری‏ام کن تا بتوانم همه فاصله‏های با تو را قربانی کنم کمکم کن تا این سفر چند هزار ساله را از میان بردارم.


«پا به پای ابراهیم»
اگر قول بدهم که تا قیامت، شبیه ستاره‏ها باشم، مرا خواهی بخشید؟! کاش می‏توانستم دیروزهای خود را در نامعلوم‏ترین جای کائنات دفن کنم. کاش بار دیگر ابراهیم را می‏فرستادی تا رگ‏های سرخم را ببرد؛ شاید از این همه هوس فاصله بگیرم! سال‏هاست هراسان به دنبال ابراهیم، این سو و آن سو می‏دوم. کاش بار دیگر ابراهیم را می‏فرستادی؛ با چاقویی که گلویم تشنه بوسیدنش است.




دوشنبه 16 آبان 1390 | نظرات ()

ذبیح الله

هیئت شیفتگان حسینی وزوان

قلبت، از ایمان سرشار است و از مهر فرزندت. می‏ایستی؛ نفسی عمیق می‏کشی. زیر لب می‏گویی «ایاک نعبد».
پروردگارت، تو را انتخاب کرده تا برایش قربانی بیاوری.
دستت می‏لرزد؛ اما به خویش نهیب می‏زنی و شیطان را دور می‏کنی.
تقدیر تو را خداوند نوشته است؛ باید تمام ملائک زمین و آسمان را از اطاعت خویش به حیرت بیاندازی.
گام‏هایت را محکم برمی‏داری. مبادا در عمل به تکلیفت سستی کنی! شیطان در وجودت ناله سر می‏دهد و مسیر، پر می‏شود از صدای نامبارک او؛ «نه...»!
باید اول شیطان وجود خویش را قربانی کنی! باید اول بر این نفس وسوسه‏گر غالب شوی.


دشنه یقین را می‏چرخانی و فریاد می‏زنی «لا حول ولا قوه الا بالله» و بر سینه سیاه شیطان می‏کوبی. به سوی قربانگاهت حرکت می‏کنی.
قربانی‏ات چه معصومانه با تو می‏آید! آه، ابراهیم! چه اشتیاقی داشتی وقتی بعد از سال‏ها خدا به تو فرزندی داد؛ پیش از تولدش پی فرمان حق و به سوی اجرای امر حق رفتی و اینک، بعد از سال‏ها، همان دردانه را به قتلگاه می‏بری! می‏ایستی و چند لحظه چشمانت را می‏بندی. تصمیم خود را گرفته‏ای؛ مصمم‏تر از پیش، دست اسماعیل را می‏گیری و به سوی مسلخش می‏بری، بی‏آنکه حتی نگاهی به او کنی تا مبادا محبت‏اش از تکلیف بزرگی که داری بازت دارد. هنوز به چشمان فرزندت خیره نشده‏ای.


شرم، از عرق‏های درشت پیشانی‏ات پیداست. صدای اسماعیل را می‏شنوی: «پدر، چشمانم را ببند.» نفسی راحت می‏کشی و او را به پشت می‏خوابانی تا چشمانش را نبینی.
خدایا! این که با تو سخن می‏گوید، ابراهیم است؛ همو که سنگلاخ‏های شک و تردید را زیر گام‏های یقین خویش خرد کرد و جز عمل به دستور تو، به هیچ چیز نیاندیشید.
خدایا! یگانه فرزندم را به دستور تو به قربانگاه آورده‏ام تا بگویم که تمام عالم را برای تو می‏خواهم و تمام دنیایم را به پای تو می‏ریزم.


هیهات که فرزند، شیرین‏ترین مطاع دنیاست! چاقو را به دست می‏گیری و بهار زندگی‏ات را نشانه می‏روی. قضا و قدر، دست بر کف حسرت می‏کوبند و حیران، تو را می‏نگرند. 
... و صدایی از ملکوت می‏آید: «رها کن ابراهیم. تو تکلیفت را انجام دادی و خداوند، محسنین را اجری نیکو خواهد داد».




دوشنبه 16 آبان 1390 | نظرات ()

وصلتی که امام رضا(ع) بانی آن شد!

هیئت شیفتگان حسینی وزوان

سال ۷۲ در سفری با دو تن از خادمان حرم مطهر رضوی، هم اتاق بودم. آن شب از شب‌هایی بود که عطر حرم امام رضا(علیه السلام) یک لحظه هم جمع ما را ترک نکرد. داستان‌ها و حکایت‌هایی زیادی از کراماتی که یا خود به عینه دیده بودند و یا از همکاران قدیمی خود شنیده بودند برای‌مان تعریف کردند. اما یک حکایت برای من بسیار جالب بود و چون یکی از این دو بزرگوار با شخصیت‌های اصلی این داستان آشنا بود و از نزدیک می‌شناخت‌شان، و در واقع برای من با یک واسطه نقل می‌شد، آن حکایت را به یمن این شب عزیز برای خوانندگان وبلاگ به یادگار می‌نویسم:

قبل از انقلاب خانواده‌ای از اصفهان به نیت زیارت امام هشتم به مشهد مشرف می‌شوند. یک شب مادر و دختر این خانواده در حال تشرف به حرم بوده‌اند که چشم یک جوان مشهدی به این دختر خانم افتاده و مجذوب او می‌شود و به دنبال‌شان راه می‌افتد. وقتی آن دو به حرم مشرف می‌شوند، آن جوان هم از پی‌شان به حرم و کنار ضریح می‌رود. آن مادر و دختر بدون این که متوجه این جوان باشند که مدتی است آن‌ها را تعقیب می‌کند، مشغول زیارت می‌شوند و بعد از زیارت، دختر خانم به سمت ضریح رفته و دستش را روی ضریح می‌گذارد، این آقا پسر هم بلافاصله دستش را می‌گذارد روی دست آن دختر خانم.

  

 

ادامه مطلب

سه شنبه 26 مهر 1390 | نظرات ()

استفتااز رهبری درباره فعالیت درفیس بوك

به نظر می آید این حكم نه حرام بودن مطلق فعالیت در این سایت را می رساند و نه جایز بودن آن را اثبات می كند بلكه به نوعی فیمابین است. به هر حال تشخیص مصداق این حكم به عهده خود شماست.

سایت صدای شیعه نوشت: در طول ماه مبارك رمضان در یكی از قسمت های برنامه راز در مورد شبكه های اجتماعی و به صورت خاص فیس بوك و فیلترینگ صحبت شد. من علی رغم اینكه حضور در چنین فضاهایی را لازم می دانم و می دانستم اما با فیلترشدن آن هم موافق بودم و معتقد بودم این فضایی نیست كه بتوان حضور در آن را به همه كس توصیه كرد.

در همین راستا با یكی از دوستان كه حضور خودش را در فیس بوك را فقط برای اتباط با دوستانش می دانست و هیچ گونه فعالیت خاصی هم از این حضور مدنظرش نبود بحثی داشتم كه آیا حضور در این فضا درست است یا خیر؟

دوست من در همین راستا استفتائی از دفتر مقام معظم رهبری داشته است كه نتیجه را در این جا قرار می دهم:

 متن سوال:

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
با سلام و احترام
با توجه به این كه وب سایت فیس بوك در ایران فیلتر شده است آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشكال دارد؟
با تشكر

موضوع: مسائل متفرقه
شماره استفتاء: 160275
بسمه تعالی
سلام علیكم و رحمة الله و بركاته
به‌ طور كلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اكاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتكاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست و الا مانعى ندارد.
موفق و مؤید باشید.

توضیح: حكم بالا در شكل فتوا بیان شده است یعنی تشخیص مصداق به عهده ی مكلف گذاشته شده است و تنها به بیان حكم كلی بیان شده است. تشخیص این كه آیا این شرایط در مورد فعالیت در فیس بوك صادق می باشد یا خیر به عهده ی مكلفین گذاشته شده است.

نكته ای كه در حكم بالا مشخص است این است كه در صورتی كه این فعالیت موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود جایز نیست در حالی كه ماهیت شبكه های مجازی بر پایه ی جمع آوری اطلاعات می باشد و هرچه استفاده كنندگان آن بیشتر باشند و در استفاده از آن محدودیت كمتری برای خویش قائل باشند اطلاعات بیشتری را برای این شبكه های اطلاعاتی فراهم می كنند و در نتیجه منجر به تقویت دشمنان می شود.

به نظر می آید این حكم نه حرام بودن مطلق فعالیت در این سایت را می رساند و نه جایز بودن آن را اثبات می كند بلكه به نوعی فیمابین است. به هر حال تشخیص مصداق این حكم به عهده خود شماست.



دوشنبه 25 مهر 1390 | نظرات ()

روایت کربلا از زبان دختر سه ساله

صلی الله علیک یا بنت الحسین(ع) یا رقیه

آن هنگام که خورشید وجودت در گودی قتلگاه به خون نشست و لحظاتی بعد در افق کربلا طلوع کرد، آسمان تیره و تار شد.

صدای برادرم علی بن الحسین(علیه السلام) را می‌شنیدم که به عمّه‌ام زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) فرمود : این همان لحظه‌ای است که همه ارکان هستی، از زمان هبوط آدم(علیه السلام) تا قیامت کبری بر آن گریسته‌اند.

زمین و زمان ناله می‌کرد و کودکان می‌دویدند. نبودی ببینی که دامنهایشان آتش گرفته بود و از گوشهایشان خون می‌چکید و من در آن میان مأمن و مأوایی جز دامن عمّه‌ام نداشتم. زمان به سختی می‌گذشت.قرار بر رفتن نداشتم. دوست داشتم که بیشتر نزدت می‌ماندم. اماّ مگر داغ تازیانه ها‌ بر جان کوچکم امان داده بود؟ کربلا جهنّم دشمنان تو شده بود و بهشت تو و یارانت. نمی‌توانستم چشم از چشمان به خون نشسته‌ات بردارم.

مرا به زور می‌کشیدند. چقدر سخت بود جدا شدن از پاره‌پاره‌های وحی.

کاش مانده بودم و غبار از چهره‌ات برمی‌گرفتم. کاش پروانه وار دور شمع وجودت می‌گشتم و در پرتو عشق تو می‌سوختم. قرار بر رفتن نبود. از پا‌های آبله دارم بپرس که در این مسیر چقدر دویدم و الآن که سر زیبای تو در دامنم به میهمانی آمده؛ در گوشه‌ی این خرابه، در شهری که مردمانش بویی از مردانگی  نبرده‌اند، به برکت آمدنت آرام گرفته ام.

من بهشت را در آغوش گرفتم، من به وصال محبوبم رسیدم.

اماّ ای کاش زودتر می‌آمدی چون رقیّه‌ات دیگر توانی در جان خسته و رنجورش ندارد.

دختر سه‌ساله‌ای که گرمی چشمانت او را متعالی می‌کرد.

می‌گویند من رقیّه‌ام1،کسی که جهتش به سوی تعالی است. آری، از آن زمان که در تقدیر تو متولد شدم؛ من دختر تو شدم و تو بابای من، رفعت گرفتم و بال‌و پر برای پرواز در آوردم و برای عروج آماده شدم.

من در کربلا دیدم که ملائکه به تو و اهل بیتت غبطه می‌خوردند. خودم صدای شیون آن‌ها را هنگامی که بر سرنیزه بودی شنیدم.

خودم دیدم که دسته‌دسته جنیان و ملائکه از برای یاری تو آمدند و در برابرت زانو زدند.

خودم دیدم که از مقتل تو آیه والشّمس‌وضحِها تفسیر شد، خودم دیدم که خداوند تأویل آیه‌ی «یا ایها النفس المطمئنّه اِرجِعی اِلی رَبِّكِ راضیه مَرضیّه فَادخُلی فی عِبادی وَادخُلی جَنَّتی»2 را در قیام تو و یارانت به ظهور رسانید.

چه لذّتی دارد هم کلام شدن با تو. چه شیرین است لحظه‌ی وصال. جانم دیگر طاقت ماندن ندارد. دستان کوچکم را بگیر و با خودت ببر تا در محضر تو، باب‌الحوائجیم امضا شود.

می‌خواهم مانند علی‎اصغر و علی‌اکبر(علیهمالسلام)، نزد جدّمان رسول خدا حاضر شوم و بگویم دشمنانت با تو و فرزندانت چه کرده‌اند.   

پی نوشت ها: 

1.        اشاره به معنای کلمه رقیّه که به معنی صعود به طرف بالا و ترقّی است. می‌توانید به کتاب‌های لغت در زبان عربی مانند مفردات راغب اصفهانی رجوع‌ نمایید.

2.        در تفسیرهای روایی آمده که شأن نزول آیات آخر سوره فجر، امام‌حسین(علیه السلام) هستند.



دوشنبه 25 مهر 1390 | نظرات ()

آخرالزمان::دورانی که زنان قبله مردان می شوند!

در روایات ،ویژگی های مختلفی برای زنان آخرالزمان ذکر شده،از جمله اینکه:

زنانی هستند که درنوع پوشش،گرایش به پوشش های مردانه پیدامیکنند واین مسلما ناشی از یک حالت روانیست که اگر زنی بخواهد اطوار وحالت های مردانه داشته باشد یکی از تجلیاتش در نوع پوشش ولباسیست که استفاده میکند.به عبارت بهتر در آخرالزمان مرزهایی که جداکننده زن ومرد است عمدتا برداشته شده ونوعی اختلاط فرهنگی ودیگر ابعاد از جمله در پوشش بین زن ومرد مشاهده میگردد

.

خصوصیت دومی که برای زنان ترسیم شده است اینست که اینها علاوه برپوشش ظاهری در همه مسائل ودر همه حالت ها زنانی هستند که میخواهند ژست مردانه بگیرند،لذا درروایت داریم که پیامبر اکرم(ص)فرمودند:"لعن الله المترجلات من النساء"خدالعنت کند آن گروه زنانی را که سعی میکنند،حالت های مردانه بخودبگیرند.مشخصه ای دیگر که برای زنان آخرالزمان ذکر شده اینست که همانند مردان در بین آنها مشغولی پیش می آید وعمدتا یکی از آسیب های جدی اخرالزمان این است که تلاش میکنند که نظر زنان دیگر را جلب کنند .در روایات داریم که "یتسمن النساءللنساء"یعنی زنان بجای آنکه برای شوهر مشروع خود آرایش کنند وآراستگی خاصی برای او داشته باشند،همتشان اینست که همجنسان خود را بسمت خویش جذب وجلب کنند.

مطلب بعدی اینست که نوعی فریبایی خاصی در این طایفه وحالت های آنها دیده خواهد شدبقدری که قبله مردان میشوند.اینکه قبله شدن زنان به چه معناست،شاید معانی گوناگونی داشته باشد .یکی از احتمالات اینست که قبله شدن زن برای مرد به این معناست که مرد در برابرزن کرنش ومحل فروتنی وتواضع مرد قرار گیرد.یا اینکه شاید به این معنی باشد که تمام همت مردان ،زنان میشود.به عبارت دیگر در اسلام داریم که سعی کنید اعمالتان را رو بقله انجام دهید،ممکن است در آخرالزمان برای مردان چنین اتفاق افتاده وتمام همتشان زنان ورسیدن به تمنیات وخواسته های زنانشان باشد.در روایات دیگری آمده که گاهی زنان به مسائل سوءگرفتار میشود وشرایط طوری میشود که اگر مردی بخواهد حفاظت وغیرتمندی برای حفظ ناموس خودش بروز دهد،مرد سرزنش قرار میگیرد.معمولا مردها دعوت به گسیختگی ،بی غیرتی وبی حفاظتی در مورد ناموس خودشان میشوند واز آنها میخواهد در این جهت حساسیت خود را تماما از دست میدهند

منبع:نشریه موعود ش 32 ص15



سه شنبه 12 مهر 1390 | نظرات ()

استفاده از فیس بوک حرام اعلام شد!

  طی استفتائی که از آقایان مراجع عظام تقلید به عمل آمد ، حضرت آیت الله العظمی حسین مظاهری و نیز حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ، استفاده از سایتهای فیس بوک ، تویتر و فرندفید را برای مومنین ،حرام اعلام کردند.متن استفتاء و جوابیه آقایان بدین شرح می باشد :


بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم یاذا المجد الشامخ و السلطان الباذخ ، عجل لمولانا و ولیک الفرج و اجعلنا من خیر اعوانه و المستشهدین بین یدیه و هب لنا رحمته و رأفته و دعائه و خیره.
زعیم عالیقدر جهان تشیع
درود و رحمت بی کران خداوند بر شما و سپاس از زحمات بی دریغ تان جهت نشر علوم آل محمد (صلوة الله علیهم اجمعین )
امید است خداوند سایه آن عالم بزرگوار را تا ظهور حضرت ولی الله الاعظم سلام الله علیه برای مسلمان جهان به خصوص شیعیان ، پاینده و مستدام فرماید .


همانگونه که مستحضرید گروه زیادی از کاربران شبکه های مجازی ، مسلمان بوده و دشمنان دین مبین در عرصه ی سایبری همواره درصدد به انحراف کشاندن این قشر بوده و هستند و برای این منظور ، رسانه های زیادی را تاسیس و راه اندازی نموده اند .
یکی از این رسانه ها که به اعتراف متخصصین امور سایبری ، متعلق به دشمنان دین و اعتقاد مسلمانان است مجموعه سایت های فیس بوک ، فرند فید و توییتر می باشد .
متاسفانه قشر زیادی از مسلمان شیعه با عناوین مختلف در شبکه های مذکور، عضو بوده و علیرغم توصیه های مکرر کارشناسان عرصه ی سایبر و نیز کارشناسان دینی ، مبنی بر عدم حضور درسایتهای مذکور ، در حال استفاده از این شبکه های مجازی هستند .
جهت بیان تکلیف شرعی مقلدین و نیز راهنمایی امت واحده ی اسلام ، در سرتاسر دنیای مجازی ، منت بر ما گذاشته ، لطف فرموده و نظر خود را جهت استفاده ی از این سایتها اعلام فرمایید .
امید است که پس از انتشار جوابیه جنابتان از این طریق این پایگاه به عنوان
\" پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی (عج)\"
مومنین ، تکلیف شرعی و ایمانی خود را بدانند و به آن عمل نمایند .
با سپاس فراوان از محضرتان
مدیر مسئول پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی (عج )
پنج شنبه هفدهم شهریور ماه 1390 شمسی مصادف با نهم شوال 1432 قمری

حضرت آیت الله العظمی حسین مظاهری در پاسخ فرمودند :

" استفاده از هر سایتی که خلاف اخلاق و یا خلاف دین باشد و یا بدآموزی داشته باشد، حرام است و خطر آن زیاد است."

همچنین جوابیه ی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی بدین شرح می باشد :

" عضویت در شبکه و سایت مذکور جایز نیست و بر همه لازم است که قوانین نظام اسلامی را رعایت کنند."

دو نکته بابد قابل توجه مومنین و شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت  قرار بگیرد :

الف : اینکه این سایت ها توسط دشمنان دین طراحی شده و هدف ضد دینی آنان بر کسی پوشیده نیست ؛ اگرچه استفاده های غیر موارد فوق نیز همانند پیدا کردن دوستان و غیره از آن محتمل می باشد .

ب: جایز نبودن در احکام فقهی و اینکه عملی جایز نیست یعنی اینکه طبق شرع اجازه ی انجام آن برای مومنین صادر نشده و انجام آن عمل حرام محسوب می شود .

انتظار می رود دوستداران اهل بیت در سرتاسر دنیای اسلام، با خروج خود از این صفحات و وب سایت ها ، ضربه ی مهلک و مهمی به بدنه دشمنان ، وارد نمایند .

لطفا سر خودمان را با بهانه ی نشر تعالیم دینی و ... در سایت های مذکور ، کلاه نگذاریم . استفاده از فیس بوک حرام است !



سه شنبه 29 شهریور 1390 | نظرات ()

متن نوحه / متن ادبی و شعر یادم آید كربلا

باز باران با ترانه /می خورد بر بام خانه /یادم آید کربلا را /دشت پر شور و نوا را /گردش یک روز غمگین /گرم و خونین /لرزش طفلان نالان /زیر تیغ و نیزه ها را *
باز باران با صدای گریه های کودکانه /از فراز گونه های زرد و عطشان /با گهرهای فراوان /می چکد از چشم طفلان پریشان /پشت نخلستان نشسته /رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی /چشم در چشمان هم آرام و سنگین /می چکد آهسته از چشمان سقا /بر لب این رود پیچان /باز باران /*
باز باران با ترانه /آید از چشمان مردی خسته جان /هیهات بر لب /از عطش در تاب و در تب /نرم نرمک می چکد این قطره ها روی لب /شش ماهه طفلی/رو به پایان/مرد محزون /دست پر خون می فشاند /از گلوی نازک شش ماهه /بر لب های خشک آسمان با چشم گریان /باز باران *
باز هم اینجا عطش /آتش شراره جسمها /افتاده بی سر پاره پاره /می چکد از گوشها باران خون و کودکان بی گوشواره /شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان
وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان /دستها آماده شلاق و سیلی /چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی /دراین صحرای سوزان /می دود طفلی سه ساله /پر زناله /پای خسته/دلشکسته /روبرو بر نیزه ها خورشید تابان /می چکد از نوک سرخ نیزه ها /بر خاک سوزان /باز باران باز باران
قطره قطره می چکد از چوب محمل /خاک‌های چادر زینب به آرامی شود گل /می رود این کاروان منزل به منزل/می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران/آری آری/
باز سنگ و باز باران /آری آری /تا نگیرد شعله ها در دل زبانه /تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه /تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی /بر فراز خیمه برگونه ها /بر مشک ساقی /کاش می بارید باران. /علی اصغر کوهکن



سه شنبه 29 شهریور 1390 | نظرات ()

یا علی (علیه السلام )...


هیئت شیفتگان جسینی وزوان


عظمت این کودک، آسمان‏ها را به زانو در می‏آورد.
کعبه هرگز شکوه کودک تو را تاب نخواهد آورد، بنت اسد!
اندکی درنگ کن، هم اکنون کعبه را خواهی دید که از شوق حضور طفل تو، سینه خواهد شکافت!
و کعبه، آغوش گشود و فاطمه را چون جان شیرین پذیرا شد. چشم‏ها، مبهوت و متحیّر، عظمت این دقایق را به نظاره نشسته بودند.
صدای همهمه، بیشتر شد؛ بنت اسد داخل کعبه شد و ابوطالب، این خبر دلنشین را مشتاق شد و به جستجوی همسر شتافت.
نه! کسی راه به کعبه ندارد؛ کعبه اکنون مهبط فرشتگان است!
سه روز گذشت و برای ابوطالب، سه هزار سال گذشت. و سرانجام یک روز نسیم، عطر یک خبر دل‏انگیز را به مشام تشنه ابوطالب رساند و روح و جانش را صفا داد.
... و آفتاب طلوع کرد؛ آن هم از کعبه
فاطمه، ماه را در بغل گرفته بود! صدای همهمه بیشتر شد؛ این کودک چه قدر عظمت دارد! به دنیا آمد و «علی» شد. ابوطالب، به شکرانه وجود علی، میهمانی باشکوهی داد و گفت: به برکت حضور این کودک، هر که به میهمانی می‏آید، باید اوّل هفت بار به دور کعبه طواف کند!
دیدار علی قداست دارد! اول باید پاک شد، مطهّر شد، آن گاه به دیدار علی رفت!
پیامبر رحمت، طفل را در آغوش گرفت! آفتاب، ماه را در بغل گرفت و ماه، پلک گشود و به یمن دیدار آفتاب، تبسّم کرد.
و ماه، از آغاز تولد، برادر آفتاب شد! مولا! ای که تمام واژه‏ها، از توصیف عظمت تو عاجزند! و ای آن‏که تمام عقل‏ها از درک بزرگی‏ات قاصر! چه تقدیر دلنشینی داری! می‏آیی از کعبه و می‏روی در خانه خدا! علی جان!
درمانده‏ام از وصفت که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم چه زیبا فرمود: «اگر تمام درختان قلم شوند، تمام دریاها مرکب و تمام انس و جن کاتب، باز هم نمی‏توانند ذره‏ای از فضایل علی را بنویسند».
پس مرا ببخش که جسارت کردم و خواستم شکوه تو را، در قالب واژه‏های زمینی به تصویر کشم! مگر می‏شود لحظه‏های عمیق حیدری را نوشت؟
تو همانی که در بدر و احد حماسه آفریدی و در خیبر، آسمان و زمین را به تحسین واداشتی. تو همانی که صورت بر آتش تنور پیرزنی گرفتی و صولت صفدری را با شادی کودکان قسمت کردی!
نه! بگذار خاموش شوم که هرگز قادر به گشودن سرّ خدا نیستم!
بگذار تو را به اندازه درک خودم دوست بدارم؛ آن قدر که در قلب کوچک من. جای شوی!




چهارشنبه 25 خرداد 1390 | نظرات ()

میلاد امیر المومنین علی (علیه السلام) بر تمام شیعیان جهان مبارک باد




هیئت شفتگان جسینی وزوان
                                          به سیزده از رجب گشت عیان شاه دین

کعبه شد از مولدش قبله‏ی اهل یقین
مطلع آن نور پاک فاطمه بنت اسد
شاهد آن بی‏مثال طلعت آن بی‏قرین
درگه علم رسول منبع فیض ازل
مظهر نور خدا چهره‏ی آن نازنین
کتاب ناطق علی است مهتر پاکان علی است
شاهد خوبان علی است هو النذیر المبین
بهشت و حور و قصور دوستی مرتضی است
خلق بهشتی شوند ز مهر آن مه جبین
به دفتر حُسنِ دوست آیت اعظم علی است
مظهر کُل الجمال معنی حبل المتین
ما به هوای رُخت در طلبِ جنتم
ای رخ زیبای تو روضه‏ی خلد برین
الهی از عشق اوست در دو جهان سرافراز
دولت وصلش مراست به ز بهشت برین
(حکیم الهی قمشه‏ ای)




چهارشنبه 25 خرداد 1390 | نظرات ()




maghaz_08@yahoo.com

mohsen

اردیبهشت 1391
بهمن 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389

نسل خلیفه ی معلون ....
تمام گزینه ها روی میز نیست!
چرا امام خامنه ای از واژه "جزیره" بحرین استفاده کرد ؟
ستاره دنباله‏ دار
غدیر، فقط آبگیری خشک نیست؛
هر روز عید قربان
ذبیح الله
وصلتی که امام رضا(ع) بانی آن شد!
استفتااز رهبری درباره فعالیت درفیس بوك
روایت کربلا از زبان دختر سه ساله
آخرالزمان::دورانی که زنان قبله مردان می شوند!
استفاده از فیس بوک حرام اعلام شد!
متن نوحه / متن ادبی و شعر یادم آید كربلا
یا علی (علیه السلام )...
میلاد امیر المومنین علی (علیه السلام) بر تمام شیعیان جهان مبارک باد

 

وزوان سیتی
انصارالمهدی(عج)
وزوان سنتر

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0